برخورد دوگانه را کنار بگذاريد، نامه آيدين فرنگی، روزنامه نگار، به انجمن صنفی روزنامه نگاران ايران
آيدين فرنگی، روزنامه نگار ايرانی که دستمزد دوسال همکاری خود را به عنوان روزنامه نگار آزاد با روزنامه های شرق ،اعتماد و سرمايه دريافت نکرده است ،در نامه ای از انجمن صنفی روزنامه نگاران درخواست کرده است که اين انجمن فقط به واکنش در باره تضييع حقوق روزنامه نگاران در روزنامه های اصولگرا نپردازد و ضايع شدن حقوق روزنامه نگاران توسط کارفرماهای اصلاح طلب را نيز مورد توجه کافی قرار دهد.
متن اين نامه به اين شرح است:
رياست انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران
با سلام
من، آيدين فرنگی، با شماره عضويت ۲۵۵۶ آن انجمن، در اين نامه مواردی را به عنوان شکايت نسبت به رفتار صاحبان روزنامههای شرق، اعتماد و سرمايه اعلام کرده و علاوه بر آن، مواردی را نيز به عنوان نقد بر رفتار مديران انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران مطرح میکنم. اميدوارم همچنانکه اين اعلام شکايت، نقد و اعتراض، کتبی است، پاسخ انجمن نيز به صورت مکتوب باشد.
۱) پيش از نخستين توقيف روزنامه شرق، اين روزنامه چندين ماه حقالتحرير نويسندگان روزنامه را پرداخت نکرده بود. به محض توقيف روزنامه، مديران نشريه وعده پرداخت حقالتحريرهای معوقه را دادند، اما تا رفع توقيف اين روزنامه – و حتی تاکنون – به چنين وعدهای عمل نشده است. مديران روزنامه دليل پرداخت نکردن حقالتحرير را اختلافهای موجود بين ناشر و سردبيری اعلام میکنند و هر يک ظاهرا ديگری را مقصر جلوه میدهد و حقيقت روشن در اين ميان چيزی نيست جز ضايع شدن حقوق نويسندگان.
مقوله مشخص ديگر اينکه ناشر روزنامه شرق که از پرداخت حقالتحرير نويسندگان امتناع کرده، روزنامههای ديگری را نشر داده است. درحاليکه به نظر میرسد انتشار روزنامههای بعدی نيازمند منابع مالیای است که ناشر با ادعای نداشتن آن منابع از پرداخت حقالتحريرهای شرق سرباززده است.
اگرچه به نظر میرسد برخی مديران انجمن صنفی نيز به علت حضور در متن آن روزنامه از جزئيات تضييع حقوق نويسندگان مطلع باشند، اينجانب با بيان ماجرا، شکايت خود را نسبت به پرداخت نشدن چند ماه حقالتحرير روزنامه شرق اعلام میکنم. بديهی است فارغ از ميزان مبلغ مورد دعوی، حوادثی از اين دست میتواند آزمون مهمی باشد درخصوص رفتار سياسی يا غيرسياسی انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران.
۲) در آخرين ماه سال ۱۳۸۶ من سه مطلب به روزنامه اعتماد دادم که چاپ شد. اما به دليل کم اعتمادی به ناشر آن روزنامه، با ترديد منتظر پرداخت حقالزحمه ماندم تا مبادا پيش از ارزيابی رفتار ايشان، حجم کار بیمزدم را چند برابر کرده باشم. اکنون که پس از هفت ماه به دفتر آن روزنامه مراجعه کردهام، میشنوم ناشر روزنامه گفتهاند از اين به بعد به کسی حقالتحرير داده نخواهد شد و روزنامه در قبال چاپ مطلب متعهد به هيچ پرداختی نيست. اين گفته ناشر روزنامه درحالی است که موقع ارائه متن توسط من به آن روزنامه، اصلا چنين موضع گيریای از جانب ايشان اعلام نشده بود.
از انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران انتظار دارم پيگيریهای ضروری را نسبت به احقاق حق اينجانب انجام دهد. بديهی است فارغ از ميزان مبلغ مورد دعوی، حوادثی از اين دست محکی است درخصوص رفتار مستقل انجمن در مقوله دفاع از حقوق خبرنگاران و نويسندگان.
۳) من چند سال است جزو نويسندگان حقالتحرير روزنامه سرمايه محسوب میشوم. اکنون موقع مراجعه به دفتر اين نشريه متوجه شدهام ناشر روزنامه هنوز هم حقالتحريرهای ماه فروردين را پرداخت نکرده است و نيز شنيدههايی هست مبنی براينکه ناشر در نهايت حقالتحريرهای ماه ارديبهشت را پرداخت خواهد کرد و در ازای حقالزحمه ماههای بعد، خود را ملزم به هيچ پرداختی نمیداند. از انجمن میخواهم با بررسی کامل اين مساله نسبت به احقاق کامل حقوق اينجانب در مساله روزنامه سرمايه نيز اقدام کند.
آيا به نظر شما درست است ناشری با استفاده از مطالب نويسندگان چندين ماه اقدام به نشر روزنامه کند و سرانجام اعلام کند حاضر به پرداخت حقالتحرير نيست؟
شما به خوبی میدانيد بدون نويسندگان بنای هيچ روزنامهای شکل نمیگيرد. اکنون ما با تضييع کامل حقوق نويسندگانی مواجهيم که چندين ماه باعث نشر يک روزنامه شدهاند و اکنون به نقل از از ناشر میشنوند: «ما در ازای چاپ مطلب فقط میتوانيم اسم نويسندهها را کنار مطالبشان چاپ کنيم.»
۴) به عنوان عضو انجمن صنفی روزنامهنگاران ايران و پيگير موارد صنفی، معمولا جزو بازديدکنندگان وبسايت انجمن هستم. در نهايت تاسف و شگفتی بايد متذکر شوم وبسايت انجمن در تمام اين مدت رفتاری دوگانه در عرصه اطلاعرسانی از خود بروز داده است. مثلا تاخير در پرداخت حقوق نويسندگان روزنامه سياست روز يا تعديل نيرو در ايرنا و... روی وب سايت انجمن به عنوان خبر بازتاب داشته، اما تضييع مطلق حقوق روزنامهنگاران طيف اصلاحطلب هيچ بازتابی روی اين وب سايت نيافته. به راستی چرا پرداخت نشدن حقالزحمههای روزنامه شرق برای آن انجمن واجد ارزش خبری نيست؟ بیاطلاعی از تضييع حقوق نيروهای حقالتحرير در روزنامههای اصلاحطلب به نظر من توجيه مناسبی نخواهد بود، چرا که برخی مديران انجمن از نزديک با ساختار روزنامههای مذکور آشنا هستند. آيا يک انجمن صنفی نبايد از برخوردهای سياسی به دور باشد و فقط به حقوق اعضای خود انديشه کند؟ رفتار دوگانه وبسايت انجمن در زمينه اطلاعرسانی پيرامون تضييع حقوق نويسندگان اصلاحطلب مرا به وادی اين ترديد و نگرانی میکشاند که آيا رفتار انجمن با ناشران روزنامهها نيز رفتاری سياسی است؟
با سپاس
آيدين فرنگی/ يک مهرماه ۱۳۸۷
اين نامه در وبلاگ آيدين فرنگی ،يادداشت هايی برای مخاطب احتمالی منتشر شده است.
http://aynev.blogfa.com/post-845.aspx